جنگ ۱۲روزه اسرائیل و آمریکا علیه ایران،جدا از ابعاد سیاسی و اجتماعی، خیلی زود به یکی از سوژه‌های مهم سینمای ایران تبدیل شد؛ اتفاقی که بسیاری از فیلمسازان آن را نه صرفاً یک بحران نظامی، بلکه یک تجربه زیست جمعی می‌دانستند. فضایی که مردم در آن روزها تجربه کردند، از صدای پدافندها و اضطراب شبانه گرفته تا نگرانی خانواده‌ها، شلوغی بیمارستان‌ها و التهاب شهرها، باعث شد سینماگران به سراغ روایت‌هایی بروند که بیش از هر چیز بر حس واقعی و تجربه انسانی جنگ تمرکز دارند.
با گذشت مدتی کوتاه از جنگ ۱۲روزه  ، سینمای ایران خیلی سریع و شاید زودتر از آنچه تصور می‌شد به این اتفاق واکنش نشان داد و مجموعه‌ای از فیلم‌های سینمایی، مستندها و فیلم‌های کوتاه با محوریت این درگیری نظامی تولید شد که نشانه‌ای از شکل‌گیری یک جریان تازه در سینمای سیاسی و جنگی ایران بود؛ تا جایی که تعدادی از کارگردانان سینمای ایران به این موضوع در روایت آثارشان رغبت نشان دادند و چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر هم بستری برای نمایش برخی از این آثار شد.
یکی از مهم‌ترین فیلم‌های سینمایی مرتبط با این موضوع، «نیم‌شب» به کارگردانی محمدحسین مهدویان است. این فیلم که در سال ۱۴۰۴ و تنها کمی بعد از آغاز جنگ ۱۲روزه کلید خورد، مستقیماً به حملات اسرائیل به تهران می‌پردازد. فیلمنامه این اثر را مهدی یزدانی‌خرم و اعظم بهروز نوشته‌اند و تهیه‌کنندگی آن بر عهده حبیب والی‌نژاد است. «نیم‌شب» در جشنواره چهل‌وچهارم فیلم فجر به نمایش درآمد و البته با حواشی نسبتاً زیادی هم همراه بود، اما دیدن نام این فیلم در میان گزینه‌های اکران نوروز، در شرایطی که کشور بار دیگر در وضعیت جنگی قرار داشت، مخاطبان را به تماشای قصه‌ای واقعی که مدت زیادی از آن نگذشته بود ترغیب کرد و «نیم‌شب» در قیاس با دیگر آثاری که در چند ماه اخیر روی پرده سینماها رفتند، با استقبال نسبتاً خوبی روبرو شد.
عده‌ای از تماشاگران، اهالی رسانه و منتقدان «نیم‌شب» را اثری شعاری تلقی کردند؛ ویژگی‌ای که البته به برخی دیگر از آثار کارگردانش نیز نسبت داده شده بود. مهدویان که پیشتر هم تجربه ساخت آثار سیاسی و تاریخی با حال‌وهوای مستند را در کارنامه داشت، این بار تلاش کرد فضای ملتهب آن روزها را با رویکردی واقعگرایانه بازسازی کند و روایت مستندگونه از اتفاقی که برای بسیاری از ایرانی‌ها و درصد بیشتری از ساکنان شهر تهران ملموس بود، خیلی‌ها را به سالن‌های سینما کشاند تا بار دیگر با قصه‌ای هولناک اما واقعی همراه شوند و این‌بار آن را بر پرده سینما و از نگاه کارگردان سریال پرسروصدای «زخم کاری» تماشا کنند.
«قمارباز» به تهیه‌کنندگی سجاد نصراللهی‌نسب، اولین تجربه کارگردانی فیلم بلند محسن بهاری است که شاید کمی غیرمستقیم‌تر به موضوع جنگ ۱۲روزه می‌پردازد و برخلاف انتظار مخاطب که شاید منتظر قصه‌ای پرالتهاب از جنگ ۱۲روزه بود، روایتی کم‌کنش‌تر از این اتفاق را به تصویر می‌کشد. داستان فیلم «قمارباز» هم در بستر جنگ ۱۲روزه می‌گذرد، اما شاید در کل فیلم دو، سه بار صدای انفجار یا پهپادها به گوش می‌رسد؛ اما در مقابل، روایتگر یکی از اتفاق‌های مهم این جنگ است: حمله سایبری و هک بانک سپه که در آن روزها خیلی‌ها را درگیر کرد.
آثار ساخته‌شده با محوریت جنگ ۱۲روزه به این دو فیلم محدود نمی‌شوند و اگر مستندها و فیلم‌های کوتاه ساخته‌شده با این موضوع را نیز در نظر بگیریم، می‌توان گفت دریچه‌ای تازه از روایتگری جنگ در سینمای ایران گشوده شده است. در مجموع، جنگ ۱۲روزه را می‌توان نقطه آغاز یک جریان تازه در سینمای بحران و جنگ ایران دانست؛ جریانی که بیش از هر چیز به تجربه زیسته انسان‌ها، واقعگرایی و تأثیر روانی جنگ بر جامعه توجه دارد. به نظر می‌رسد در سال‌های آینده نیز فیلمسازان بیشتری به سراغ این سوژه بروند؛ چراکه این اتفاق، علاوه بر ابعاد سیاسی، ظرفیت بالایی برای روایت‌های انسانی، اجتماعی و دراماتیک دارد و می‌تواند مسیر تازه‌ای را در سینمای معاصر ایران شکل دهد.
گرچه بیشتر فیلم‌ها و مستندهای ساخته‌شده درباره جنگ ۱۲روزه هنوز در ابتدای مسیر هستند و برخلاف سینمای جنگ ایران در دهه‌های گذشته، هنوز فیلم شاخصی که بتواند خودش را به عنوان اثری ماندگار تثبیت کند ساخته نشده است، اما حجم تولیدات فیلم‌های سینمایی و مستند و ورود سریع سینماگران به این موضوع نشان می‌دهد که جنگ ۱۲روزه و حتی جنگ ۴۰روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران احتمالاً در سال‌های آینده به یکی از سوژه‌های مهم سینمای سیاسی و جنگی ایران تبدیل خواهد شد و جریانی تازه را در سینما رقم می‌زند.
 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی